ما را دنبال کنید:

اخبار

ایجاد وحدت، آتش زدن محله: ساختمان تیم Q1 در خانه حزب

در آخر هفته آخر ماه مارس، صندلی های اداری خود را با مبل های دنج یک خانه مهمانی عوض کردیم. بدون برنامه جلسه، بدون ضرب الاجل پروژه - فقط غذای خوب، بازی های دوستانه، و نوع مکالمه ای که فقط زمانی اتفاق می افتد که مردم واقعاً با هم ارتباط برقرار کنند. این اولین رویداد تیم سازی فصلی ما در سال بود، و معلوم شد که بهترین راه برای بستن سه ماه اول و شارژ مجدد برای سفر پیش رو است.

روز با یک "ماموریت خرید" جمعی آغاز شد. به جای تعیین وظایف از بالا، خود به خود به گروه های کوچک تقسیم می شویم. برخی در همانجا منویی تهیه کردند، برخی دیگر کلید ماشین را برداشتند و به سمت بازار نزدیک رفتند تا مواد تازه را تهیه کنند. تماشای مهندسان و هماهنگ‌کنندگان پروژه ما - که معمولاً با نقشه‌های CAD و مشخصات مشتری سر و کار دارند - با دقت سبزیجات را انتخاب می‌کنند، گوشت‌ها را وزن می‌کنند و برای تازه‌ترین غذاهای دریایی چانه‌زنی می‌کنند، لذت بخش بود. حال و هوا سبک بود و هیجان واقعی بود.

در خانه مهمانی، آشپزخانه به سرعت به یک میدان جنگ پر جنب و جوش تبدیل شد. شخصی با استعداد طبیعی در آشپزی مسئولیت وک را بر عهده گرفت و عطرهای خوش طعمی از گوشت خوک پخته شده و میگو سیر را برانگیخت. برخی دیگر مهارت های چاقویی خود را به نمایش گذاشتند و با دقت شگفت انگیزی برش دادند. تعدادی از همکاران داوطلبانه کارهای کمتر پر زرق و برق اما ضروری را انجام دادند - شستن ظروف، پاک کردن پیشخوان، و چیدمان بشقاب ها. صحنه به بهترین شکل ممکن آشفته بود، مملو از خنده، تابه های تلق و گهگاه فریاد «نمک را از من بگذر».

وقتی غذاها بالاخره آماده شد دور یک میز بلند جمع شدیم. این غذا شبیه یک جشن خانوادگی مناسب بود: شکم خوک آب پز، ماهی با کلم ترشی، میگو سیر، سبزیجات سرخ شده و یک قابلمه سوپ بخارپز. هیچ کس سر مراسم ایستاد. ما به سادگی چاپستیک هایمان را برداشتیم، خلاقیت های یکدیگر را چشیدیم، و صادقانه تعریف کردیم. "چه کسی می دانست که شما می توانید به این خوبی آشپزی کنید؟" تبدیل به تکراری ترین تعریف روز شد.

بعد از ناهار، خانه مهمانی طرف دیگر خود را نشان داد. اتاق کارائوکه اولین خواننده شجاع ما را دید که میکروفون را گرفت - به زودی صفی از همکارانی که منتظر بودند استعدادهای پنهان خود را به نمایش بگذارند. از تصنیف‌های کلاسیک کانتونی گرفته تا جدیدترین آهنگ‌های پاپ، هر آهنگی مورد تشویق مشتاقانه و مقدار زیادی شوخی‌های خوش‌خلقی قرار گرفت. در همین حال، میز بیلیارد میزبان چند تورنمنت دوستانه بود. تماشاگران دور هم جمع شده بودند، برای هر شلیک تاثیرگذار تشویق می‌کردند و به اشتباهات خنده‌دار می‌خندیدند. گوشه بازی، بازی های رومیزی و میزهای پوکر به همان اندازه محبوب بودند. برای چند ساعت چهره های جدی ای که در کارگاه و دفتر می بینیم به چهره هایی آرام و خندان تبدیل شدند. عناوین و بخش ها در پس زمینه محو شدند. ما فقط یک گروه از مردم بودیم که با هم سرگرم می شدیم.

پس از آن، مورد انتظارترین لحظه روز بود - صحبت کردن در مورد شام. همانطور که دور یک میز طولانی نشسته بودیم، که اکنون پر از انرژی جدید بود، مدیر عامل ما بازتاب های صادقانه ای را به اشتراک گذاشت.

او با قدردانی از عملکرد تیم در کوارتر اول شروع کرد. او گفت: "ما با یک بازار چالش برانگیز روبرو بودیم، اما هر یک از شما قدم برداشتید. ما در پیشرفت های فنی پیشرفت واقعی داشتیم، پروژه های مهم را به موقع تحویل دادیم و استانداردهای کیفیت خود را تحت فشار حفظ کردیم." او سه ماه گذشته را با سه کلمه خلاصه کرد: انعطاف پذیری، همکاری، پیشرفت. او همچنین به چندین تیم و افرادی که مایل بیشتری را پشت سر گذاشته بودند، قدردانی کرد - نام آنها را نه به صورت رسمی، بلکه مانند کاپیتانی که پس از یک سفر سخت از خدمه تمجید می کند.

سپس لحنش به آینده تغییر کرد. او توضیح داد: "سه ماهه دوم در مورد دو چیز خواهد بود: سرعت و عمق." "سرعت به این معنی است که ما باید اجرای پروژه را تسریع کنیم و از تحویل به موقع برای هر تعهد مشتری اطمینان حاصل کنیم. عمق به این معنی است که ما به تقویت فناوری های اصلی خود ادامه می دهیم - به ویژه در قالب های خودروهای انرژی جدید و ابزار دقیق. اینجاست که مزیت رقابتی ما واقعاً خواهد درخشید."

او لحظه ای مکث کرد، سپس چیزی اضافه کرد که برای همه ماند: "تیم سازی فقط برای استراحت نیست. این است که یکدیگر را متفاوت ببینیم. در دفتر، ما نقش ها و مسئولیت ها را می بینیم. اینجا، فرد پشت نقش را می بینیم. یک نفر می تواند سریع برود، اما یک گروه دورتر می رود. من واقعاً معتقدم که با این روحیه، امسال جلوتر و ثابت تر خواهیم بود."

سخنان او با تشویق گرم و چند تکان سر آرام همراه شد. ساده، صمیمانه، و سر راست - این دقیقاً همان چیزی بود که ما باید بشنویم.

بقیه عصر ترکیبی آرام از غذاهای باقیمانده، چت های معمولی و چند دور دیگر بازی بود. برخی از همکاران در مورد پروژه های آینده تبادل نظر کردند، برخی دیگر به سادگی از شرکت لذت بردند. وقتی وسایل را جمع کردیم و برگشتیم، فضای ماشین با سواری صبحگاهی فرق داشت. احساس گرمتر، ارتباط بیشتر و بی سر و صدا می کرد.

این رویداد تیم سازی به سه ماهه اول پرمشغله ما پایانی معنادار داد. این به ما یادآوری کرد که در پشت هر طراحی قالب، هر ایمیل مشتری، و هر نقطه عطف تولید، تیمی از افراد واقعی وجود دارد - با مهارت‌های واقعی، اشتیاق واقعی و مراقبت واقعی از یکدیگر. ما اسفند را با شکمی پر، قلبی سبک و احساس وحدت قوی تر به پایان رساندیم. اکنون، ما برای فصل بعدی آماده هستیم.

اخبار مرتبط
برای من پیام بگذارید
X
ما از کوکی ها استفاده می کنیم تا تجربه مرور بهتری به شما ارائه دهیم، ترافیک سایت را تجزیه و تحلیل کنیم و محتوا را شخصی سازی کنیم. با استفاده از این سایت، شما با استفاده ما از کوکی ها موافقت می کنید.سیاست حفظ حریم خصوصی
رد کردنقبول کنید